مصطفى النوراني الاردبيلي

460

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )

* سوسمار عربى : ضب سانسكريت : گودها . هندى : گهور پهور ، گوه ، پطراگوه ، چندن گوه . « 3 » روايت از جابر بن حيّان : سوسمار : اسم فارسى است ، به يونانى انوفوطانس و به عربى ضب و به هندى گوه نامند و گويند : شايد كه گوه غير آن باشد و آن حيوانى است كوچكتر از گربه و ميان سياهى و زردى و دنباله آن بسيار كوتاه و در شب شبيه به درخت سرو است . بعضى گويند كه سوسمار حيوان مائى معروف است و به عربى آن را ورل و به هندى گوه نامند و شيخ در مفردات قانون نوشته كه ضب ، غير ورل است و ورل در بلاد ما زياد وجود دارد و ضب كمتر ، مگر در باديه عرب بسيار و اگر چه هر دو با هم متشابه‌اند ، در شكل و افعال اينها شبيه به افعال سقنقور صغير است و همچنين شكل مگو در شكل سرد مغاليب . مزاج آن گرم و خشك در سوم و در حدت و كيفيت ميان ورل و حردون است و گوشت آن مقوى باه و استعمال آن گرم مزاجان را جايز نيست به هر حال كرب است و دقت ضرورت بايد كه با سركه بپزند تا خوب شود و با زيت و گشنيز و زيره سياه و عرق نعناع خيسانيده مطيب نموده ، با كاسنى و كاهو و به قول بارد ديگر بخورند و شورباى آن نافع تنگى نفس است . مطبوخ آن سنگ گرده و سنگ مثانه را بشكند ، طلاى پوست سوخته آن عضو را بىحس مىكند به حدى كه اگر آن عضو را قطع كنند ، صاحب آن الم نيابد . « 1 » ضب يا سوسمار به وزغ شبيه است و تقريبا قوت و كنش آن را دارد اما وزغ نيست و سوسمار در صحراى عرب بسيار است . پشكش را بر پوست مالند ، لكه‌هاى سياه و

--> ( 3 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 232 . ( 1 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 77 .